6 روز دیگه برای اولین بار میریم کافی شاپ! یه کافه دنج که تو محله قدیمیه شهرمونه! از پله های پوست پوست شده اش که میریم بالا با یه خونه قدیمی دوست داشتنی ولی پرهیاهو رو به رو می شیم! پسر و دختر دارن مافیا بازی می کنن... تو اتاق کوچولوی رو به رومون چندتا دختر و پسر دارن می نوشن... منو تو کنار هم دور یه میز قدیمی میشینیم که سر تا سرش خاکه! و ویوی پنجره یه طاقچه پر از تار عنکبوته! چایی سفارش میدیم... چای دمی لاهیجان! سیگارتو روشن می کنی و بهم می گی: "می خوامت!
برچسب:
نویسنده: نیکا سلیمانی
تاريخ: شنبه
10 دی
1401 ساعت: 13:39