خسته بود... از طبقه پنجم به حیاط خلوت نگاه کرده بود از پشت پنجره های دو جداره به خیابون از بالای پل عابر پیاده به اتوبان از بالای پل های روگذر به زیرگذرهای چندین طبقه به سقف نگاه کرده بود به شیروونی به اون شاخه محکم درخت به همه قرصها نگاه کرد به بعدش به جسم خودش تو حیاط خلوت وسط خیابون زیر ماشینهای زیرگذر معلق از سقف از درخت آرام در رختخواب پهن شده به سمت قبله!
برچسب:
نویسنده: نیکا سلیمانی
تاريخ: شنبه
10 دی
1401 ساعت: 13:39